X
تبلیغات
رایتل

نی نی های باهوشم

چهارشنبه 24 دی 1393
گرگ سیاهی در نیمه‌های شب

رفت آهسته به سوی گوسفندان


بره‌ها در خواب آرامی بودن

در پناه شبان مهربان


ناگهان سگ گله بیدار شد

از وجود گرگه خبردار شد

کرد واق و واق، واق و واق، واق و واق واق

یکهو بیدار شد از خواب آن شبان

با ضربه‌ی چوب خود زد به گرگه

شد ز کار خود گرگه پشیمان


یاس این شعر رو با چنان ناز و ادایی می خونه که نگو. مخصوصا ناگهان رو همچین می گه که اتساین حسابی کیف می کنه. ازش فیلم هم گرفته هی میذاره نگاش می کنه و اونقدر تکرارش می کنه که من خسته می شم.

یاس این روزا به هر کی می رسه یا بمون تلفن می زنه ، اول یه دور الفبای فارسی رو کامل می خونه ، بعد نوبت الفبای انگلیسی می شه و بعدشم این شعر بالایی و خلاصه طرف کلی حال می کنه. قبلا  شعر انار رو می خوند و قبل تر از اونم شعر عروسک قشنگ من .


صد دانه یاقوت

دسته به دسته

با نظم و ترتیب

یک جا نشسته

هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان
قلب سفیدی در سینه آن

یاقوتها را پیچیده با هم
در پوششی نرم پروردگارم

هم ترش و شیرین هم آب دار است
سرخ است و زیبا نامش انار است


یوسف هم تقریبا این شعرها رو بلده و با یاس همصدا میشه به اینصورت که فقط آخرشو تکرار می کنه.

قربون پسر گلم بشم. یه روز که یاس خواب بود (9 دی) الفبای انگلیسی رو کامل خوند و بمون یاد آوری کرد که فقط روی دخترتون زوم نکنید.


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد